السيد محمد تقي المدرسي (مترجم: آرام)

28

تفسير هدايت (فارسى)

كه به كشت قومى ستمكار بزند و همه را نابود كند ، و خدا بر آنها ستمى نكرده بلكه آنان خود به خويشتن ستم مىكنند . » ايمان تنها انفاق را به سوى هدفهاى درست رهنمون نمىشود و آن را ضمن پرتابگاهها و انگيزه‌هاى مطلوب قرار نمىدهد ، بلكه ايمان است كه به انسان اراده و توانايى جلوگيرى از تجاوز حرص نفس و نيروى خويشتندارى و ديگر فشارها و انگيزه‌هاى متعارض را مىدهد . پس مؤمن مال خود را در راه خدا مىدهد زيرا معتقد است كه اين امر منجر به رشد و تعالى و رسيدن به بهشت و مهمتر از همه ، خرسندى خدا مىشود ، از اين رو انفاق خود را زيان و خسارت نمىشمارد بلكه آن را سود در زمان حال و آينده مىداند . وانگهى گيريم كه در دنيا سودى به دست نياورد اما بيقين در آخرت پاداشى ارزشمند و با ارج خواهد يافت . يكى از انگيزه‌هاى عينى و دور از هدفهاى شخصى انفاق ، افزون بر ايمان ، آگاهى عميق و استوار از اين حقيقت است كه ما براستى از جانب خود انفاق نمىكنيم ، بلكه از دارايى خداوندى كه ما را در اين مورد جانشين و نايب خود قرار داده انفاق مىكنيم . پس چرا در حالى كه او ، / 28 كه مالك حقيقى و اصلى اين مال است ، امر به انفاق مىكند ، ما بخل ورزيم و جلوگيرى كنيم ؟ از اين رو است كه قرآن تأكيد مىكند و گويد : « مِمَّا جَعَلَكُمْ مُسْتَخْلَفِينَ فِيهِ - از آنچه شما را در آن جانشين خود ( يا وارث پيشينيان ) قرار داديم . » دربارهء « مستخلفين » دو معنى ذكر كرده‌اند ، يكى از آنها اين كه : انسان در دارايى به عنوان خلف ( و وارث ) سلف ( و پيشين ) خود مىآيد و معنى عبارت چنين مىشود : پيش از آن كه خداوند با ميراندن شما ديگرى را خلف ( و وارث ) شما قرار دهد ، يا دارايى شما را به دو منتقل كند ، انفاق كنيد . و دومى اين كه : مالك حقيقى شما نيستيد بلكه خداست ، گر چه به شما اجازهء تصرّف در آن را داده ، و صلاحيّت كار كردن با آن را به عنوان نعمتى به شما بخشيده ، بدان گونه كه شما خليفگان و نايبان او در اين مورد هستيد . و اين دو معنى ، هر دو براى تشويق و